الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
48
شرح كفاية الأصول
مصنّف مىفرمايد : علاوه بر اينكه به شهادت وجدان ، متجرّى مستحقّ عقوبت است ، آيات و رواياتى نيز در اين مورد وارد شده است . امّا آيات ، مانند : الف : « وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا » « 1 » ب : « لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ » « 2 » و امّا روايات دو دستهاند : دسته اوّل : دلالت مىكنند بر اينكه انسان به قصد و نيّتش ، عقاب مىشود ، مانند : « نيّة الكافر شرّ من عمله » « 3 » دسته دوم : دلالت مىكنند بر اينكه تا انسان وارد عمل نشده و به نيّتش ترتيب اثر نداده ، عقاب نمىشود . علماء در جمع بين اين دو دسته ، وجوهى ذكر كردهاند كه به دو وجه از آنها اشاره مىشود : وجه اول - مقصود از نيّت در دسته اوّل نيّتى است كه صاحب آن براى انجام معصيت آنقدر آماده و مهيّا است كه برخى از مقدّمات عمل را هم انجام داده است . ولى مقصود از نيّت در دستهء دوم ، نيّت محض است كه در نفس محبوس بوده ، بهطورىكه شخص حتّى يك مقدّمه را هم انجام نداده است . وجه دوم - مقصود از نيّت در دسته اوّل ، نيّتى است كه شخص تا آخرين لحظه پاى آن ايستاده و برآن اصرار كند و برگشت و توبه در كار نباشد . به طورى كه تا آخرين لحظه سعى مىكند عمل قبيح را انجام دهد ، و فقط گاهى موانع و عوامل قهرى و طبيعى جلوى كار او را مىگيرد . و در اين هنگام نيز با خودش مىگويد اى كاش مانع پيش نمىآمد .
--> ( 1 ) . البقرة : 225 . ( 2 ) . الاسراء : 36 . ( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 35 ، باب 6 ، حديث 3 .